در صفحه اصلی یک برند ساعت سوئیسی معروف، مچ دستی وجود دارد که سه سال است تقریباً بدون تغییر در آنجا حضور دارد. پوست آن واقعی به نظر میرسد. تاندونها نور را دقیقاً در زاویه مناسب دریافت میکنند. فوراً مانند انسان به نظر میرسد - و با این حال هیچ مدلی برای آن عکس خاص در صحنه فیلمبرداری نبوده است. این مچ دست متعلق به یک مجسمه سیلیکونی پلاتینی است که به صورت سفارشی و مطابق با مشخصات برند ساخته شده و در استودیویی در خارج از زوریخ قرار دارد.
عکاسانی که در حوزه کالاهای لوکس کار میکنند، سالهاست که از این موضوع آگاه هستند. این یک راز نیست، اما چیزی نیست که صنعت در مورد آن زیاد صحبت کند. یک فرض خاموش، به ویژه از طرف مشتری، وجود دارد که عکاسی محصول شامل افراد واقعی میشود. گاهی اوقات همینطور است. با این حال، به طور فزایندهای، «مدل» که کیف را در دست دارد، انگشتر را به دست دارد یا شیشه عطر را ارائه میدهد، ناهار نخورده، خسته نشده یا درخواست استراحت نکرده است - زیرا نمیتواند.
دلایلی که عکاسان این انتخاب را انجام میدهند، تقریباً به همین ترتیب، کاربردی، مالی و خلاقانه است. و وقتی جزئیات نحوهی عملکرد عکسهای لوکس را درک کنید، بحث در مورد منطق آن دشوار میشود.
کاربرد خاص فیگور سیلیکونی
A شکل موم سیلیکونی خوب چند کار را انجام میدهد که هیچ چیز دیگری در جعبه ابزار یک عکاس به خوبی آنها را انجام نمیدهد. اساسیترین نکته این است که در جایی که قرار دادهاید بمانید. ژست را تنظیم کنید، عکس را نورپردازی کنید، و فیگور تا زمانی که نیاز دارید - چه بیست دقیقه باشد چه سه ساعت - همان پیکربندی دقیق را حفظ میکند. صبح روز بعد برگردید و ببینید که هنوز همانجاست، بدون تغییر. این سطح از تکرارپذیری وقتی که تعداد زیادی عکس از محصول میگیرید و به ثبات در کل کاتالوگ نیاز دارید، بسیار مهم است. یک مچ دست، یک ژست، هر چهل ساعت. تمیز، منسجم، تمام شده.
خود این ماده در شرایط استودیویی رفتار خوبی دارد. سیلیکون پلاتینیوم، که استاندارد ... است فیگورهای باکیفیت ساخته شده توسط استودیوهای سطح بالا مانند DXDF Art - تولیدکنندهای که نزدیک به ۲۷ سال در این حوزه فعالیت داشته است سال - نور را به گونهای دریافت میکند که مانند پوست به نظر میرسد، بدون اینکه واقعاً نقصهای کوچکی را که عکاسی از دست انسان را پیچیده میکند، بازتولید کند. هیچ منافذ قابل مشاهدهای وجود ندارد که هایلایت را در جای اشتباه قرار دهد. هیچ رگی توجه را از انگشتر منحرف نمیکند. هیچ تغییر رنگی بین بند انگشتان و کف دست وجود ندارد که نیاز به اصلاح در مرحله پس از عکاسی داشته باشد. سیلیکون به گونهای سازگار است که پوست اینگونه نیست، و برای عکاسی از محصول، سازگاری تمام کار است. این عملاً به این معنی است که زمان روتوش به طور قابل توجهی کاهش مییابد. با مدلهای زنده، پستولید یک عکس میتواند ساعتها طول بکشد. صاف کردن پوست، تنظیم رنگ، اصلاح سایه، حذف هر چیزی که چشم را از محصول منحرف میکند - کار پرزحمتی است و هزینه آن در طول یک کمپین افزایش مییابد. با یک فیگور سیلیکونی خوشساخت بسیاری از این مراحل اصلاً ضروری نیستند. فیگور در حالی به استودیو میرسد که از قبل برای دوربین بهینه شده است. پرونده مالی واقعاً در کجا جریان دارد؟
دستمزد مدلها در عکاسی لوکس چندان پایین نیست. یک مدل درجه یک در یک بازار بزرگ، نرخهای روزانهی بالایی دارد و این تازه قبل از آن است که کمیسیون آژانس، اضافه کاری، حق استفاده در مناطق و فرمتهای مختلف و مذاکرات مجددی را که معمولاً وقتی یک کمپین طولانیتر از زمان برنامهریزی شدهی اولیه میشود یا به بازارهای جدید گسترش مییابد، در نظر بگیرید.
A فیگور سیلیکونی سفارشی یک هزینه سرمایهای یکباره است. وقتی ساخته شد، متعلق به برند است. میتوان از آن در چندین کمپین، چندین فصل و چندین بازار استفاده کرد. هیچ پیچیدگی حق استفادهای وجود ندارد. بدون هزینه اضافه کاری. بدون مذاکره مجدد. برای خانهای که سالانه چهار یا پنج مجموعه را اداره میکند و تصاویر کاتالوگ را در جواهرات، ساعتها و لوازم جانبی تولید میکند، صرفهجویی تجمعی در طول سه سال قابل توجه است. بحث انعطافپذیری هم مطرح است که همیشه در بحث مالی مطرح نمیشود اما احتمالاً باید مطرح شود. یک فیگور سیلیکونی را میتوان بین کمپینها تنظیم کرد. رنگ پوست، تناسبات، لاک ناخن - در محدودهای، این موارد قابل تغییر هستند. اگر یک برند هویت بصری خود را بهروزرسانی کند یا جمعیت هدف خود را کمی تغییر دهد، فیگور را میتوان متناسب با آن تطبیق داد. درخواست این نوع تغییرات از یک شخص واقعی، به دلایل واضح، موضوع کاملاً متفاوتی است.
دسته بندی های خاص محصولات که این موضوع بیشترین اهمیت را دارد
همه دستهها به یک اندازه مفید نیستند، اما چندین دسته ویژگیهای خاصی دارند که فیگورهای سیلیکونی را به طور ویژه ارزشمند میکند.
ساعتها از جمله موارد واضح هستند. مچ دست سوژه است، اما هرگز نباید داستان باشد - خود ساعت داستان است. همه چیز در عکس باید از این سلسله مراتب پشتیبانی کند. یک مچ سیلیکونی که تمیز و مرتب قرار میگیرد، به عکاس اجازه میدهد بدون مدیریت مداوم عنصر انسانی زیر آن، روی ساعت کار کند. کل یک مجموعه را در طول دو روز با یک فیگور عکاسی کنید و ثبات بصری در کل کاتالوگ فوری و خودکار است.
عکاسی از جواهرات ظریف سختتر از آن چیزی است که اکثر مردم تصور میکنند. انگشترها باید در دست نشان داده شوند - انگشتری که روی یک سطح قرار دارد تقریباً هیچ چیزی در مورد ظاهر واقعی آن به شما نمیگوید - اما دستی که آن را پوشیده باید به اندازه کافی نامرئی باشد تا چشم مستقیماً به قطعه مورد نظر هدایت شود. تصاویر دست سیلیکونی این کار را بسیار طبیعی انجام میدهند. آنها زمینه انسانی را فراهم میکنند که جواهرات را بدون ایجاد هیچ گونه نویز بصری که یک دست واقعی ایجاد میکند، قابل خواندن میکند.
عطر و لوازم آرایشی چالش دیگری را ایجاد میکنند. اغلب انتظار میرود تصاویر کمپین برای این دستهها در طول چندین سال ثابت بمانند - چهره روی بطری عطر، چهرهای میشود که در کل طول عمر تجاری آن، نمایانگر عطر است. مدلهای واقعی پیر میشوند. مدل مو تغییر میکند. حتی تغییرات کوچک در ظاهر افراد با گذشت زمان جمع میشوند و بیسروصدا هویت بصری ساخته شده توسط یک برند را مختل میکنند. یک مجسمه سیلیکونی بین دو عکس پیر نمیشود. در سال سوم همان شکلی را دارد که در سال اول داشت، که دقیقاً همان چیزی است که کمپینهای طولانی مدت به آن نیاز دارند.
ابزاری که با کار متناسب است
عکاسانی که از آن استفاده میکنند مجسمههای مومی سیلیکونی در کار محصولات لوکس، از جزئیات صرف نظر نمیشود. اکثر آنها برعکس عمل میکنند - آنها متغیرهایی را که مانع خوب بودن کار میشوند، حذف میکنند. ژست ثابت میماند. نور میتواند بینقص باشد. محصول میتواند در مرکز کادر باشد بدون اینکه چیزی با آن رقابت کند. آنچه DXDF Art ساخته است - در طول تقریباً ۲۷ سال تلاش و تکرار روی فرمولاسیونهای سیلیکونی، سیستمهای آرماتور و بازتولید رنگ پوست - ابزاری است که واقعاً با نحوهی کار عکاسی محصول به طور جدی مطابقت دارد. نه یک چیز جدید، نه یک میانبر. راه حلی برای یک مشکل خاص که هر کسی که زمان زیادی را در صحنه گذرانده باشد، از قبل آن را درک میکند.
صفحه اصلی آن برند ساعت سوئیسی؟ مچ دست دقیقاً درست به نظر میرسد. نکته همین است. قرار است آخرین چیزی باشد که متوجه آن میشوید.