"People are willing to pay $1,000 for my kisses
اما روحم را به پنج سنت هم نمیخرم.»
--مریلین مونرو
جذابیت جنسی او باعث میشود که در گیشه پرفروش باشد.
این به یک جریان برتر واقعی تبدیل شده است.

مرلین مونرو (نام واقعی "نورما جین مورتنسن") نامی است که اثری فراموشنشدنی در تاریخ هالیوود پرستاره بر جای گذاشته است. او به عنوان الهه سکس شناخته میشد.
انجمن سینما او را بزرگترین بازیگر زن افسانهای عصر طلایی هالیوود نامید و گفت که او نماد جذابیت جنسی زمان خود بود.
نمادینترین لباس فیلم «خارش هفت ساله» در صحنهای که با حضور تماشاگران زیادی فیلمبرداری شده بود، منفجر شد، به طوری که پلیس برای حفظ نظم وارد عمل شد.
او در ده سال اوج دوران حرفهایاش، ۲۰۰ میلیون دلار در گیشه سینماها درآمد داشت که با احتساب تورم، امروز بیش از ۱۵ میلیارد یوان میشود.
با این حال، این ستاره درخشان یک بار با تاسف گفت: «مردم حاضرند برای بوسه من ۱۰۰۰ دلار بپردازند، اما برای روحم ۵ سنت هم نمیپردازند»، که این موضوع، تنهایی و درماندگی عمیق او و همچنین سوءتفاهم و تعصب عموم نسبت به او را آشکار میکند.
۱۲ بار زیر حصار
تکه تکه بزرگ شدن.
مونرو در اول ژوئن ۱۹۲۶ در بیمارستانی در لسآنجلس به دنیا آمد، اما برخلاف سایر نوزادان، تولدش مورد استقبال یا تحسین اطرافیانش قرار نگرفت.

او فرزند نامشروعی بود که پدرش قبل از تولد مونرو، مادر او را رها کرد. متأسفانه، اندکی پس از به دنیا آوردن مونرو، مادرش از افسردگی پس از زایمان چنان شدیدی رنج برد که قادر به تحمل مسئولیت بزرگ کردن دخترش نبود و مونرو از آغوش مادرش جدا و به پناهگاه کودکان فرستاده شد، جایی که زندگی یازده نقل مکان از پرورشگاهها و خانههای امن را آغاز کرد.

در طول دهه بعد یا بیشتر، زندگی مونرو پر از بیثباتی و تغییر بود. او توسط خانوادههای متعددی به فرزندی پذیرفته شد، اما این خانوادهها این کار را از روی عشق یا نگرانی برای مونرو انجام نمیدادند، بلکه بیشتر برای دریافت مقرری پنج دلار در هفته از دولت این کار را میکردند.
دنیای کودکی مونرو، نه بوسهای هست، نه آغوشی، چشمان سردش به او اجازه میدهند دنیا را بچشد، تا بهتر بزرگ شود، مونرو همیشه برای سرپناه کوتاهمدت، ناامیدانه میخواهد خودش را نشان دهد.

شاید به این دلیل که زندگی آسانی نداشت، مونرو در سن ۱۶ سالگی با جیمز دوگرتی، پسر همسایه، ازدواج کرد، ازدواجی که حدود چهار سال دوام آورد.
پس از طلاق، او برای کار به یک کارخانه تولید تجهیزات رادیویی هواپیما رفت و در همان زمان توسط یک عکاس برای شرکت در یک عکسبرداری دعوت شد که در نهایت دری به سوی حرفه مدلینگ گشود.
زیبایی و جذابیت مونرو به سرعت او را به دنیای مد کشاند و شروع به عکاسی برای مجلات و تبلیغات کرد و در سال ۱۹۴۶ با کمپانی فاکس قرن بیستم قرارداد امضا کرد و موهایش را بلوند کرد و بدین ترتیب حرفه بازیگری خود را آغاز کرد.
دختر سکسی ایه.
و یک دختر عروسکی برای سرمایه.

در طول چند سال بعد، مونرو نقشهای کوچکی در چندین فیلم از جمله «یک چیز خندهدار درباره عشق» (1949) و «گوی آتشین » (1950) ایفا کرد. این نقشها، هرچند کوچک، تجربه بازیگری ارزشمندی را برای او فراهم کردند و به تدریج محبوبیت او را در این صنعت افزایش دادند.
در سال ۱۹۵۳، بازی او در فیلم «نیاگارا» نظر منتقدان و تماشاگران را به خود جلب کرد. در همان سال، او در کنار جک لمون و تونی کرتیس در فیلم کمدی «بعضیها داغشو دوست دارن» بازی کرد که به یکی از شناختهشدهترین آثار او تبدیل شد و نقش او در نقش خواننده جذاب «شوگر» او را به یک نماد ملی جذابیت جنسی تبدیل کرد.
بازی مونرو در کمدی «خارش هفت ساله» محصول ۱۹۵۵ به کارگردانی بیلی وایلدر، او را به یک سوپراستار بینالمللی تبدیل کرد. به ویژه، صحنه کلاسیکی که او دامن خود را بالای دریچه زیرزمینی فشار میدهد، به یکی از مشهورترین لحظات تاریخ سینما تبدیل شد. این نقش نه تنها جایگاه او را در هالیوود تثبیت کرد، بلکه او را به یک نماد جنسی شناخته شده در سطح جهانی نیز تبدیل کرد.

اثر مومی وی موکایلا از مرلین مونرو
با وجود موفقیت مونرو در سینما، رابطه او با کمپانی فاکس قرن بیستم اغلب پرتنش بود. او اغلب نظرات خود را در مورد فیلمنامهها و انتخاب شخصیتها ابراز میکرد، که در آن زمان در هالیوود غیرمعمول بود. در مقطعی در سال ۱۹۵۴، قرارداد مونرو حتی به حالت تعلیق درآمد، اما او متعاقباً برای دریافت حقوق بالاتر و کنترل خلاقانهتر با فاکس دوباره مذاکره کرد.
تسلیم نشدن در برابر واقعیت
شجاع و تک رو باشید
مرلین مونرو نه تنها یک الهه سکس نمادین بود، بلکه پیشگامی با آگاهی عمیق اجتماعی و ایدئولوژی فمینیستی نیز بود. زندگی و حرفه او منعکس کننده دفاع سرسختانه او از آزادی فردی و حقوق زنان بود، حتی اگر به معنای مواجهه با سوء تفاهم و انتقاد عمومی باشد.
در اواسط قرن بیستم، دورانی نسبتاً محافظهکارانه، مونرو آشکارا از حقوق و آزادی زنان سخن میگفت. او بدون ترس از تعصبات اجتماعی، شجاعانه به نقض حقوق و بیعدالتیهای اجتماعی علیه زنان حمله کرد. او آشکارا در مورد تجربیات کودکی خود از سوءاستفاده جنسی و طفره رفتنهایی که در حرفه بازیگری خود با آنها مواجه شده بود، صحبت کرد، رفتارهایی که در آن زمان بسیار جسورانه و تند بودند.
مونرو همواره تلاش کرده است تا از تصویر منفی «فاحشه» خلاص شود و از طریق اعمال و سخنان خود، سعی در ایجاد یک تصویر عمومی پیچیدهتر و چندبعدیتر داشته است. او از شیءانگاری و سادهسازی خودداری کرد و اصرار داشت که ارزش و شأن خود را به عنوان یک فرد مستقل نشان دهد.
در مورد عکسهای برهنه مونرو، او هرگز در برابر افکار عمومی سر تعظیم فرود نیاورد. او در زندگینامه خود، صادقانه در مورد دلایل گرفتن عکسهای برهنه صحبت میکند، دلایلی که پشت انتخابهای دشوار او برای گذران زندگی بوده است.
"Stupid" beauty is not stupid.
در عوض، جوانان ادبی هستند

مونرو یک بار گفت: «مجبور بودم خودم را سرزنش کنم تا نقش دخترهای احمق را بازی کنم و سوالات احمقانه بپرسم. چطور قرار است این کار را بکنم - تا باهوش به نظر برسم؟»
"There's no connection between my disillusionment and being a good actor; I know how third-rate I am and can feel my lack of talent like I'm wearing cheap, vulgar underwear. But God, how I longed to learn, to change, to improve."
او عاشق مطالعه است. او اعتراف میکند که هیچ تحصیلات عالیه ندارد و کتابهایی هست که نمیفهمد، اما همچنان از پیشرفت خودش لذت میبرد.
طبق آمار، مونرو حداقل ۴۰۰ کتاب در مجموعه خانگی خود دارد و شوهر نویسنده برنده جایزه پولیتزر او به طعنه گفته است که او مجموعهای از نظرات و اظهارات بدیع دارد و ذرهای از انطباق با شرایط در وجودش وجود ندارد.
فکر میکنی او سرزنده و شاد است
در واقع، او سخاوتمندانه میبخشد.

آدم انتظار دارد یک سوپراستار زندگی یک جوینده طلا را داشته باشد، اما دختری که آهنگ «الماسها بهترین دوست زن هستند» را میخواند، هیچوقت جوینده طلا نبوده، او حتی چند تکه جواهر هم ندارد.
وضعیت مالی مونرو آنطور که تصور میشود، خوب نبود، طبق گزارشها، او در حالی از دنیا رفت که تنها ۴۰۰۰ دلار در حسابش داشت که نیمی از آن را پزشکش به یک پرورشگاه و نیمی دیگر را به یک معلم بازیگری اهدا کرد.
به گفته همسر سابقش، مونرو در طول زندگیاش فردی سخاوتمند بود و از اطرافیانش، از جمله نمایندگان، وکلا و روانپزشکان، حمایت مالی میکرد و شهریه مدرسه فرزندانشان را پرداخت میکرد. از آنجا که مادربزرگ، مادرش و حتی خودش از بیماری روانی ژنتیکی رنج میبردند، او به طور خاص در وصیتنامهاش پولی برای تحقیقات روانپزشکی به جا گذاشته بود.
او به خیریههای کودکان علاقهی زیادی داشت و یک روز قبل از مرگش، آخرین حضورش در مراسم جمعآوری کمکهای مالی برای صندوق بیماران دیستروفی عضلانی کودکان بود. او نه تنها برای حقوق زنان، بلکه برای مردم سیاهپوست و آسیایی آن زمان نیز مبارزه میکرد و بیشترین کمکهای مالی او به کودکان سیاهپوست و آسیایی بود.
لین یوتانگ سپس مونرو را اینگونه توصیف کرد: «در حالی که سایر بازیگران زن از زیبایی برای پر کردن جیب خود استفاده میکنند، او از آن برای این استفاده میکند که ثروتمندان خرج فقرا را بدهند.»
غمانگیز است که بدانیم مرلین مونرو در سن ۳۶ سالگی درگذشت. این سوپراستار سقوط کرده است، اما میراثی از درخشش و تراژدی نیز از خود به جا گذاشته است. زندگی او داستانی از سوءتفاهم و حقیقت، ظاهر و باطن، تنهایی و عشق است.
او فقط یک الهه سکس نیست.
هنوز هم یک بازیگر عالی و یک شخصیت کاریزماتیک!
خدمات گرند اورینت وکس آرت به عنوان یک تولیدکنندهی قدیمی مجسمههای مومی.
شرکت هنری مومی ژونگشان گرند اورینت، یکی از اولین سازمانهای تولیدکننده آثار مومی در چین است.
ADDRESS
ساختمان ۷، جاده شماره ۶ هانگفنگ سیکس، شهر بازی و سرگرمی گوانگدونگ، شهرک گانگکو، شهر ژونگشان، گوانگدونگ، چین